الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : نصيرى )

19

صيانة القرآن من التحريف ( تحريف ناپذيرى قرآن ) ( فارسى )

كتاب متعرض آن خواهيم شد ، « 1 » اما در مقابل ، فقهاى اماميه بر اين اوهام مشحون از خرافات خط بطلان كشيدند و بهايى - هرچند اندك - براى آنها قائل نشدند و هرگز در فقه و فتوا دادن بدان تكيه نكردند . « 2 » تصميم ما در گذشته بر آن بود كه گفتار خود را پيرامون پندار كهن تحريف كه در عالم اعتبار از هيچ ارزشى برخوردار نيست بازگيريم و در اين خصوص سخن نگوييم و اين مسأله را به عقل كه به پوچى اين گونه اباطيل حكم مىكند وانهيم . خرافاتى كه قداست و پاكى قرآن كريم از آن بيزار است . « وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ ؛ « 3 » به راستى قرآن كتابى است بلندمرتبه كه باطل از هيچ سويى - نه از پيش و نه از پس - به آن راه ندارد و آن از جانب خداوند حكيم و ستوده فرو فرستاده شده است » ، اما وقتى به پاره‌اى از نوشتارها « 4 » برخوردم كه با متوجه ساختن تهمت‌هاى ناروا به مهمترين طائفه مسلمين يعنى شيعه اماميه و با نسبت دادن تحريف قرآن به ايشان - با آنكه دامن شيعه از چنين نسبت‌هايى پاك و پيراسته است - « 5 » براى برهم زدن وحدت مسلمين مىكوشيد ، بر خود وظيفه دانستم با دو هدف به رد چنين خطاى فاحشى برخيزم : اولا براى دفاع از قداست و پيراستگى قرآن كريم ؛ ثانيا براى رسوا ساختن چنين تهمت‌هاى ناروايى كه به يك امت بزرگ اسلامى متوجه شده است ؛ امتى كه همواره در پاسبانى از حريم اسلام كوشيده و در طول تاريخ با تمام وجود در مقابل دشمنان آن ايستادگى كرده است . اين هدفى است كه به‌دنبال آنم ؛ خداوند از نيات همگان آگاه و نيكو ياورى است .

--> ( 1 ) . فصل هفتم ، شماره 26 . ( 2 ) . در بين فقهاى اماميه در گذشته و حال ، هرگز كسى را نمىيابيد كه به ظاهر اين گونه روايات پوچ و بىاساس فريفته شده باشد . ( 3 ) . فصلت 41 : 41 و 42 . ( 4 ) . در اين اواخر رهزين از هند ( احسان الهى ظهير ) در تلاش براى تفرقه انداختن ميان مسلمانان ، تهمت‌هايى ناروا را كه بىترديد در جهت منافع استعمارگران ضددين است متوجه شيعه اماميه ساخته است ، خداوند هم قبل از آنكه به عذاب آخرت معذّبش سازد ، در همين دنيا در حادثه انفجار مهيبى به آتش قهر سوزاند . ( 5 ) . به زودى گفتار اشعرى خواهد آمد كه دامان شيعه اماميه ( يعنى قائلان به عدل و امامت ) را از تهمت قول به تحريف چه به فزونى و چه به كاستى و چه به تبديل مبرى دانسته است . مقالات الاسلاميين : ج 1 ، ص 120 - 119 .